محمد يار بن عرب قطغان
311
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
گروه فوجفوج مانند درياى جوشان در موج آمدند و بعد از آن محاربه بسيار و مقابلهء بىشمار تمامى اعدا روى به هزيمت نهادند . پسر قلمان چهره آقاسى به قتل رسيده ، اهل و عيال ايشان با ساير احمال و اثقال اسير و دستگير شدند . و چون از كار حرب بازپرداختند ، از سرهاى ( 185 ب ) ارباب عدوان منارهها ساختند و نه عدد سر شخص معين مصحوب يكى از دلاوران كينهور به درگاه كيوانمنظر خاقان خجستهاثر فرستادند و خود از آنجا به عزم دريافت ساير اعدا عزيمت نمودند . و روز دهم به قراقدوق رسيدند و از آنجا خبر مشخص شنودند كه بابا سلطان از عقيب درآمده است . چون تكامشى و تفحص احوال ايشان پيش از اين مأمور نبودند ، بنابرآن هم از آنجا مراجعت نمودند . و در منزل سوم به جمعى ديگر از دلاوران بابا سلطان كه از پيش ايشان نظر ساق بود ، واخوردند و از طرفين آتش حرب و نايرهء طعن و ضرب زبانه كشيد . عاقبت نسيم فتح و ظفر بر پرچم علم خواجه قلى قوشبيگى وزيد و دشمنان روى به وادى فرار آورده ، سپاه ظفرپناه خلقى كثير را به قتل رسانيدند و اموال و اشياى فراوان و اهل و عيال ايشان را در تحت حيطه درآوردند . و يك توقوز پسر از مردم معتبر به موكب همايوناثر همراه سيد محمد ايلچيان پيش روان ساختند . و خود متعاقب كوچ كرده ، به يراق در توقون كه بالاى سغناق است ، متوجه فتح آن گرديدند . و بعد از ماجراى بسيار و طعن و ضرب بىشمار او را نيز مال و اجناس و ساير مواشى كه در آن حواشى بود ، اسير و دستگير كردند . و در اواخر ماه جمادى الاول گرفتاران را به درگاه زحل محل آوردند و به شرف پاىبوس خاقان كامكار مشرف و عرض خدمات پسنديده نمودند . و آن حضرت دربارهء خواجه قلى قوشبيگى و ساير مبارزان عرصهء دلاورى انواع عاطفت و اصناف ملاطفت به ظهور رسانيد و هريك را [ به ] انعام پادشاهانه و اكرام خسروانه خوشدل و شادمان گردانيد . و حكم فرمود تا خواجم قلى قوشبيگى را ( 186 الف ) ما بين آن حضرت و عباد الله سلطان ملجر گرفته ، در اندك زمان ملجر خويش را از خندق گذرانيد . در اين ولا به عرض حضرت اعلى رسانيدند كه جمعى از هواخواهان خيال استخلاص طاهر سلطان از موكب سلطانى دارند . بنابرآن همان روز حكم فرمودند كه بندگران بر پاى طاهر سلطان نهاده ، به درگاه فلك اشتباه آوردند و هم در پيش دولتخانه چاهى كنده ، او را